ارتباطات سازماني
در سازمانهاي امروزي، اطلاعات بايد سريعتر از هر زمان ديگر جريان پيدا كند. حتي توقف كوتاهي در خط توليد، به زيانهاي غيرقابل جبراني منجر ميشود. لذا براي رفع مسايل توليد ضروري است كه ارتباطات سريع برقرار شود و اقدام اصلاحي به عمل آيد. عامل مهم ديگر حجم اطلاعات است كه پيوسته افزايش مييابد. اطلاعات زياد غالباً مورد نياز نيست، بلكه اطلاعاتي نقش اساسي دارد كه مربوط به موضوع باشد. بنابراين نوع اطلاعاتي كه مديران براي تصميمگيري به آن نياز دارند، بايد تعيين شود. براي دست يافتن به اين اطلاعات ضروري است كه مديران ردههاي پايينتر و همچنين كاركنان واحدهاي مختلف سازمان، اطلاعات لازم را از مجاري مربوط در اختيار مديران قرار دهند.
ارتباطات از بالا به پايين
اين نوع ارتباطات از افرادي كه در سطوح بالاي سازماني اشتغال دارند به سوي آنهايي كه در ردههاي پايينتر هرم سلسله مراتب قرار دارند، جريان دارد. اين گونه ارتباطات از ويژگيهاي سازمانهايي است كه به شيوه استبدادي اداره ميشوند. اين ارتباطات ممكن است شفاهي يا كتبي باشد. وسايلي كه در ارتباطات شفاهي معمولاً به كار گرفته ميشود عبارتند از: دستورها، سخنرانيها، گردهماييها و مكالمات تلفني. ارتباطات كتبي نيز شامل ابلاغ شرح شغلها، يادداشتهاي رسمي، خط مشيها، رويه و روشها، راهنماييهاي سازماني، بخشنامهها و ارسال نشريههاي سازماني ميشود كه در اكثر مؤسسات مورد استفاده قرار ميگيرند. در بسياري از سازمانها، ارتباطات از بالا به پايين غيردقيق و غيركافي است و در بعضي از سازمانها غالباً اعضا ميگويند ما از آنچه ميگذرد بيخبريم! چنين شكايتهايي در واقع نوعي بازخور است كه از نارسايي ارتباطات از بالا به پايين حكايت دارد.
ارتباطات از پايين به بالا
ارتباطات از پايين به بالا از مرئوسين به سوي سرپرستان و مديران جريان مييابد. اين نوع ارتباطات به وسيله مديران ردههاي مياني مورد جرح و تعديل قرار ميگيرد و در واقع به واسطه اين عمل فيلتري، تمام اطلاعات به ردههاي بالاي سازمان انتقال نمييابد (خصوصاً در مواردي كه اطلاعات به نظر رؤسا نامطلوب باشد). در هر حال، مديران سطوح بالاي سازمان نياز دارند كه از عملكرد مؤسسه، امور مالي، طرز تلقي كاركنان نسبت به مديريت و امثال اينها اطلاع حاصل كنند. علاوه بر ارتباطات از طريق سلسله مراتب، وسايلي كه در برقراري اين نوع ارتباطات به كار ميروند غالباً عبارتند از: سيستم پيشنهادها، سيستم شكايات و اعتراضات، جلسات مشاوره، جلسات دوجانبه(مديريت و كاركنان) براي تعيين هدفها، پرسشنامههاي روحيه سنجي و سياست درهاي باز.
ارتباطات از پايين به بالا مستلزم تأمين محيطي است كه در آن ارتباطات آزادانه و به آساني صورت پذيرد. از آنجايي كه مديران سطوح بالا تأثير زيادي در محيط سازماني دارند، مسئوليت ايجاد چنين محيطي بر عهده آنهاست.
ارتباطات همه جانبه
اين نوع ارتباطات غالباً در طرح سازماني ناديده گرفته ميشود. در حالي كه ايجاد ارتباطات افقي و مورب براي هماهنگي و يكپارچگي عمليات مختلف و دست يافتن به هدفهاي سازماني ضروري است. در ارتباطات افقي اطلاعات بين افرادي كه از لحاظ سازماني در يك سطح قرار دارند مبادله ميشود و ارتباطات مورب هنگامي صورت ميگيرد كه افراد در سطوح مختلف كه رابطه گزارشدهي مستقيم ندارند، با يكديگر مراوده برقرار كنند.
بهبود ارتباطات سازماني
براي اين كه مديران، ارتباطات سازماني مؤثرتري داشته باشند، بايد دو وظيفه را انجام دهند. اول آنكه پيامهاي خود يعني اطلاعاتي را كه مي خواند انتقال دهند، بهبود بخشند و دوم اينكه بايد درك و استنباط خودشان را از ارتباطاتي كه ديگران با آنها برقرار ميكنند، بالا ببرند. به عبارت ديگر، بايد نه تنها تلاش كنند كه خوب درك كنند، بلكه بايد بتوانند خوب تفهيم كنند.