تبليغاتX
كارمند بانك ملي ایران - اتاق فکر
بانک ملی - اعتماد ملی

          امروز برای دومین بار اتاق فکر بانک ملی ایران(شعبه مراغه) تشکیل شد. بعد از اینکه کارهای داخلی انجام شد ساعت 30/13 همگی رفتیم نمازخونه. قرار بود هر همکاری 5 تا 7 دقیقه صحبت کنه. وقتی آقای موسوی از تموم شدن جلسه در ساعت 4 گفت هیچکس حرفش رو جدی نگرفت؛ چون همه فکر میکردند جلسه نهایتاً یک ساعت طول بکشه. آقای رئیس جلسه رو شروع کرد و از اهداف بانک و سهم ما در بازار و مدیریت گفتند. از مدیریت فکر و پیشنهادات خلاقانه که منجر به افزایش بهره وری میشوند نیز مثال زدند. از سال اصلاح الگوی مصرف و راستی و صداقت. آقای نگین مثل همیشه با چهره گشاده جلسه رو ادامه داد. بانک رو با یک ارگان مقایسه کرد و حلالیت طلبید و راهی کربلا شد. آقای بوذری نکات خوبی رو بیان کرد. ظاهراً از همون روزی که بحث جلسه بود مطالبی رو آماده کرده بود مطالبی که تأکید به منطقی تر بودن روند وصول مطالبات داشت. آقای رحمتی با یک حدیث حرفاشو رو شروع کرد و از آرامش گفت و از روند داخلی شعبه و اصلاح برخی رفتارها و تأکید بر مشتری مداری. جالبترین قسمت جلسه صحبتهای آقای رحمتی بود که وقتی با دقت یا تأیید همکاران مواجه میشد بلند میشد و دوباره می نشست. اینکه بعد از اون همه کار باز هم این همه انرژی داشت من رو توأمان متعجب و امیدوار میکرد. آقای قلی زاده هم از دایره مطالبات به شدت دفاع کرد و در مورد وصول مطالبات یک سری گزارش ارائه داد. آقای سلطانی دقیقاً همه چیز رو مد نظر قرار داشت و از دایره سپرده گفت و همکاری بیشتر با آقای شاهی و آقای بهاری رو خواستار شد. بحثهایی هم در مورد اینکه وصول مطالبات باید مدیریت شود داشتیم که اگر نیرویی بیش از هدف تعیین شده در نظر بگیریم با کاهش راندمان مواجه خواهیم شد. طعنه آقای پرهام به نرم افزار معاملات با واکنش روبرو شد. ولی واقعاً آقای پرهام حق داشت, چرا که بنیان گذار سیستم متمرکز بانکی در ایران ما هستیم ولی روند کندی در پیش گرفتیم. در حالی که جلسه داشت به پایان میرسید آقای سلطانی خواست که یکی به نمایندگی از متصدیان بیاد و صحبت کنه. من هم چون میدونستم بازار تعارفات زیاده رعایت قدمت و کسوت رو نکردم و با اجازه همگی! رفتم و از متصدیان گفتم و گفتم که هماهنگی توی روال بانکی باید بیشتر بشه و یکپارچگی و همدلی ما رو موفقتر خواهد کرد. در مورد آموزشهای داخلی و کلاسهای جدا از روال بانکی با توفیق مواجه شدم و تقریباً همه موافقت کردند که جلساتی برای هماهنگی و توجیه خدمات بانکی داشته باشیم. هرچند که بحث من در مورد پارکینگ برای مشتریان بی نتیجه ماند و هیچکس جدی نگرفت. تقریباً ساعت چهار بعدازظهر جلسه به پایان رسید. باز هم هادی ماشینش رو جلوی ماشین مهدی پارک کرده بود و این نکته هم باعث نشد تا بحث پارکینگ جدی گرفته بشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/24ساعت 16:28  توسط ساسان مهران پور  |